السيد محمد حسين الطهراني
96
لمعات الحسين (ع) (فارسى)
قُدسيان سر به گريبان به حجاب مَلكوت * حُوريان دست به گيسوى پريشان ز قُصور گوش خَضرا همه پر غُلغُله ديو و پَرى * سطح غَبْرا همه پُر ولوله وحش و طُيور غرق درياى تحيّر ز لب خشك تو نوح * دست حسرت به دل از صبر تو أيّوب صبور مرتضى با دل افروخته لاحَوْل كنان * مصطفى با جگر سوخته حيران و حصور كوفيان دست به تاراج حرم كرده دراز * آهوانِ حرم از واهمه در شيون و شور انبيا محو تماشا و ملائك مبهوت * شمر سرشار تمنّا و تو سرگرم حُضور « 1 » اشعار مرحوم آيه الله شعرانى و چقدر عالى و پر معنى آية الله شَعرانى ( ره ) حقيقت شهادت آن سرور را در « دَمعُ السُّجوم » حكايت نموده است : شاهان همه به خاك فكندند تاجها * تا زيب نيزه شد سر شاه جهان عشق بر پاى دوست سر نتوان سود جز كسى * كو را بلند گشت سر اندر سَنان عشق
--> ( 1 ) « آتشكده » نيّر ، ص 121 و 122